اصولا در شغلهای دولتی و خصوصی مختلف به جز روسا و مدیران و صاحبان کل یک کمپانی یا مجموعه یا حتی مغازه، بقیه افراد زیر دست و به نوعی حقوق بگیر، خشم پنهانی نسبت به کمیت حقوقی که میگیرند در خود روز به روز پرورش میدهند. یا حتی  بدی آب و هوا و اخلاق گند همسر در خانه، هم میتواند از عوامل این خشم باشد. به هر روی، این احساس نارضایتی مدام، فارغ از عواقب کم شدن کیفیت کاری که به همراه دارد یک سری جا خالی دادن ها و عقده خالی کردن هایی نیز از خود بروز میدهد. مثلا پدر بنده عادت دارد همیشه دو ساعت زودتر از پایان شیفت کاری بانک دولتی و بی صاحاب را ترک کرده و چرتی در اتاق بزند. یا برایم از اداره، جعبه جعبه برگه A4 سفید و یکدست و تا نخورده بیاورد. خب من تا همین سه چار ماه پیش فکر میکردم که اصلا اینکارها شایسته نیست و به نوعی تجاوز به حقوق شهروندان این مملکت تلقی میشود و وای بر ما. اما چه بگویم که با سرک کشیدن به لبتاپ های مجموعه به رمز وای فای موسسه قلمچی پی بردم و همین دیشب با سرعت وحشتناکی که داشت 40 و خورده ای گیگ همین بازی زیر را دانلود کردم. و آخ که چه لذتی داشت. چه احساس خوشایندی...