هدیه دادن را همیشه خیلی دوست داشتم. و فکر هم نمیکنم هدیه ای بهتر از کتاب وجود داشته باشد. اما گاهی حس میکنم باید به بعضیها یک هدیه ای به غیر از کتاب داد. مثلا یک آلبوم در بیپ تونز خریدن و برای کسی ایمیل کردن. یا سر راهت پوستر حافظیه گرفتن. بلیط سینما، یک دست ماساژ حسابی، یک عکس سه در چار مخصوص کیف پول، یک عدد بغل برای در آغوش گرتف، ماهیِ رو میزی یا خیلی چیزهای دیگر.
اما حالا که ساعت شش صبح هرروز را اختصاص داده ام به تمرین خوشنویسی، دوست دارم هدیه ام یک بیت شعر باشد. قاب گرفته یا نگرفته. روی کاغذ چرمی که خودم رنگش زده ام. با حوصله در یک جمعه عصر توی زیرزمین. با موسیقی شجریان و بوی خاک و شاید گوشه حیاط هم آه و ناله ماده گربه ای درحال عشقبازی. به شخص مورد نظر فکر کنم و لابلای اشعاری که از بر هستم یا نه، از سایت گنجور، مصرعی مطابق حس و حال آن شخص پیدا کنم و به قول محمود دولت آبادی جان و روح خودم را در قطره های مرکب روی کاغذ بیاورم...

پی نوشت: خط و عکس از علی برات نژاد (میتونین توی اینستاگرامشون نمونه های زیادی از خط خوشگلشون رو ببینین)