1.

با پیشرفت تکنولوژی ما از تصاویر حکاکی شده روی سنگ ها یا عصر جدیدتر تلویزیون های سیاه سفید به امروزی رسیده ایم که یک قدم به سمت واقعی تر شدن فیلمها نزدیک تر شده ایم و تصاویر را سه بعدی می بینیم. حالا در بسط دادن این تفکر به خدایی میرسیم که برعکس ما انسانها او با تواناییهای بی نهایتش فیلم طولانی و جذابی ساخته که همه ما عناصر از برگ درخت گرفته تا انسان ها و فیل ها اجزای این نمایش هستیم. و روزی هم می رسد که عینک ها از روی چشم برداشته میشوند و حقیقت حیات مشخص میشود.

آیا واقعا همه چیز هست؟!

2.

با علم اندکی که از فیزیک دارم نیمه درست در این حد می دانم که اصولا برای تعریف اجرام آسمانی نیاز به سه پارامتر مکان - زمان - سرعت متوسط آن جرم داریم. حال اگر یک جرم آسمانی نظیر یک ستاره را فرض کنیم، میدانیم که در اطراف آن ستاره جایی یک سیاهچاله ای وجود دارد که آن ستاره و بقیه اجرام را زمانی درون خودش میکشد. حالا آن ستاره که پیش از این موقعیت تعریف شده ای داشته است دیگر وجود ندارد. یعنی وارد شدن به سیاهچاله هویت وجودی را از آن جسم گرفته است. به عبارتی دیگر آن ستاره در عین حال که هم چنان وجود دارد، دیگر وجود ندارد. یا برخلاف اینکه نشان میدهد وجود ندارد اما وجود دارد.

حال ما چگونه ثابت کنیم که وجود داریم و هستیم؟!


پی نوشت: این پست رو قبلا توی یکی از وبلاگهای قبلی هم گذاشته بودم اما خب دارم باز بهش فکر میکنم، پس بازم نوشتم...