بچه ها زیاد بهم میگویند آقای گوهری حواسمون وسط درس خوندن همش پرت میشه یا فکرمون میره یه جای دیگه و از این دست حرفها...
حالا شب امتحان برق، فکرم رفته جاهایی که باید برود اما قایمش کرده بودم تا سر فرصت. تا وقت مناسبش برسد و بشینم مهندسی وار تحلیلشان کنم
فکرم رفته جاهایی که ذره ذره روح و روانم را اذیت و آزار میدهد
چند ماهی میشود که شروع کرده ام به یکسرس تصمیمات اساسی و یک سری رفتارهای تنهایی. اما خب حس میکنم همین حالا میخواهم درس و مشق را رها کنم و دراز بکشم و حرف بزنم و حرف بزنم و حرف بزنم. نه پیش خانواده یا دوستان یا حتی غریبه ها. و نه اینجا و به صورت تایپ کردن. دلم یه جفت گوش میخواهد اضافه بر گوشهای خودم که آنها هم مال خودم باشند و مطمئن باشم نه قرار است بعد از درد و دلهایم نصیحت بشنوم و نه قرار است حرفهایم درون خانه دل دیگری نیز نشسته باشد...