از آخرین باری که دست دختری را گرفته ام و کامی از لبهای سرخش، مدت ها میگذرد...

دیدن فیلم های هالیوودی و حسرت خوردن به صحنه های عاشقانه ش هم عذاب دیگری است

در این مدت با خیلی چیزها خودم را سرگرم کرده ام و با خودم دوست تر شده ام ولی

ولی خب دلم شور و حال دخترانه میخواهد

حتی خواهری هم ندارم برای حرفهایی از این جنس و

صرفا به دید زدن اندام دختر های فامیل روزگار میگذرانم

به طور متوسط در هر ده ثانیه یک بار به این چیزها فکر میکنم

و چه گیگابایت هایی که برایش نداده ام...

+شیرینی عکس را بنگرید و جان مادرتان نصیحت نکنید چرا که کار از نصیحت گذشته است :)))