خب من دلم تئاتر میخواد

اون ساختمون قدیمی و خوشگل تئاتر شهر تهران

با یه عالمه خاطره خوب برای آدمها

کسی چه میدونه. شاید یه روز هم بازیگر تئاتر شدم. یه روز که یکی از همکارانم گفت واسه بازیگری یکیو میخوان تو ریخت و قیافه تو. حسشو داری؟! بگم نمیدونم. بذار ببینم چی میشه. و مثلا چند وقت بعد بشم یه هنرپیشه.

ولی چون عاشق صدا و تصویر و تئاتر و سینما نبودم خب قطعن هنرپیشه خوبی نمیشدم و سالها بعد هیچکس اسم منو یادش نمیمونه و هیچوقت فیلم خوبی بازی نمیکنم.

پس همینجا میتونم تصمیم بگیرم که به اون همکارم بگم نه. فکر نمیکنم من اینکاره بشم...

و تموم

ولی همیشه دلم فوتبالو عاشقانه دوست داشت

حاضرم تمام عمرمو فوتبال ببینم

از لیگ دسته چهار کنگو و نیجریه تا جام جهانی و لیگ قهرمانان اروپا

دوست دارم توی نود باشم

فکر کنم یه روز هم یه کاری توی فوتبال انجام میدم

مثلن به عنوان مهندس شاید یه سنسوری بسازم که کار داور توی زمینو انجام بده. یا مثلن چون تا اونموقع حتمن توپ ها هم الکترونی شدن، بیام توی طراحی اون توپ ها کمک کنم

ولی خب

گمونم همش آرزوعه

و ما ایرانیها تنها چیزی که داریم همین آرزوست

من چیو دوس دارم واقعا؟! باید با خودم حرف بزنم در این موضوع...