چیزی رو گم کردم که نمیدونم کجاس

یعنی نمیدونم اصلا چیه

فوتبال

تنها وجه اشتراک منِ قبل و منِ بعده

سینمای من پیش از این سیاه سفید و پر از دیالوگ های تاثیرگذار بود و حالا رنگی و پر از نمای ویژه و صحنه های میخکوب کننده

نمیفهمم خودمو این روزها

همیشه پرشور و باحال با همه حرف میزدم و تا جایی که میشد اجتماعی بودم

حالا به زور به همکلاسیها سلام میکنم و ترجیح میدم همیشه یه گوشه آروم توی لاک خودم فرو برم

نمیفهمم من اونیم که بودم یا اینیم که هستم

فقط هر دو نوع رو یک اندازه دوست دارم

هم اونی که مینشست همایون و علیرضا قربانی گوش میداد هم اینی که بیخیال تاج اصفهانی و تار جلیل شهناز نمیشود

هم اونی که عشق رو توی هر غزل و هر قصه و اصلا هرجایی جستجو میکرد هم اینی که معتقد است عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

توی کانال تلگرام کم حرف میزنم اما ابدا تحمل گوش دادن به حرفهای بقیه ندارم

ولی وقتی اینجا پست میگذارم یعنی دوست دارم از کسانی که مطمئنم برایم حتی یک خط هم مینویسند چیزی بخوانم...